پاییز
اگر چه روزهای بلند تابستان اغلب لذت بخشند و آدم یک سر و گردن، فراغ بال بیش تری نسبت به پاییز دارد اما تابستان، در این جهنم گرمایش جهانی، خنکای دلپذیر پاییز را ندارد.
در پاییز، کافی است پنجره را باز کنی تا موسیقی نسیم را بشنوی. انگار که خزان، جای بتهوون نشسته و سنفونی شماره 9 را مصور برایت اجرا می کند!
در لوای موسیقی، می بینی که برگ ها می میرند اما شاعرانه می میرند. آن ها با هزار رنگ، سر و صورتشان را آرایش کرده و شاخه های درخت را که ماه ها در آغوش گرمش جا خوش کرده بودند، رها می کنند و رقص کنان بر زمین می افتند.
اگر در موسیقی پاییز غرق شوی، قطعا آن جایش بیش تر به دل می نشیند که نسیم، در هیبت باد در می آید و با همراهی شاخ و برگ درختان زوزه می کشد تا دلت را پر از غمی کند که سرشار از شادی است!
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر ۱۴۰۳ ساعت 0:16 توسط محمد رادمان
|
جغرافیا و کمی هم ادبیات...